تبليغاتX
mehrabon
mehrabon
یه سر بزنی ضرر نمیکنی
دارالقرار=قیامت کبری

سلام دوستای خوبم

این جملات را امروز وقتی توی تاکسی نشسته بودم از رادیو شنیدم منو خیلی توی فکر فرو برد

گفتم واسه شما هم بنویس شما هم واسه چند لحظه ام که شده بهش فکر کنید ساده ازش نگذرید

اگر واقعا بهش فکر کردید دوست دارم نظرتونو راجعبش بنویسید ممنون می شم

*خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

*آخرت ما همین الان, که داریم کاری میکنیم, ساخته میشه

*"ای انسان به سوی پروردگارت می روی و او را ملاقات خواهی کرد"

*لحظه دیدار نزدیک است............نزدیک.............غافل مباش

|+| نوشته شده توسط R_F در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 0:32 قبل از ظهر |

اینا نخونید از دستتون رفته هاااااااااااااااااااااا گفته باشم

سلام به همه دوستای خوبم اینا نخونید از دستتون رفته هاااااااااااااااااااااا گفته باشم

موضوع : شرح حال یا پروفایل یا هرچیزی که اسمشو می خواید بذارید.......................!!!

از تمام کسانی که از وبم بازدید می کنند و نظر میدند یا بازدید می کنند ونظر نمیدند یا بازدید نمی کنندو نظر میدند تشکر می کنم

بعلت اصرار مکرر مشتاقان, بنده دست به این اقدام خطیرگذاشته وعزم خود را جزم کرده تا به قول دوستان شفاف سازی کرده و دوستان را از توهم و

خماری دراورده و پروفایل جامع وکاملی از خودم به شما دوستان عرضه بدارم به هرحال اگر خواندید که خواندید اما اگر نخواندید که شرمنده دیگر

منتظر چنین پروفایلی از بنده نباشید چرا که این جناب یعنی بنده اصلآ وابدا" از تکرار مکررات خوشمان نمیاید حال پرده از اسرار برخواهیم داشت...!!

بنده همانطور که نوشتم متولد67/8/21از تهران می باشم ودارای دو برادر هستم واین جناب فرزند آخر هستم تنها ومجرد البته به ظاهر تنها لیکن خدا

همیشه با ماست در نتیجه>>> تنها نیستیم

از آنجا که بنده علاقه مفرطی به یادگیری زبان دارم رشته دانشگاهی خود را با بصیرت کامل ودر نظر گرفتن تمام جوانب انتخاب کردم البته رشته تحصیلی خودم تجربی بود.

ودر حال حاظر مشغول به تحصیل در رشته مترجمی زبان خارجه هستم در همین تهران

خصوصیاتم: دختری به ظاهر آروم؛ منطقی, صادق, کمی تا اندازهای احساسی, کمی لوس>>( البته می گویند,, بنده خود اعتقادی به این خصوصیتم ندارم) استنتاجی هستم (یعنی هر چیزی فقط با دلیل وبرهان منطقی قبول می کنم ودر رابطه با حرفهای خودم هم همینطور هستم ندانسته مطلبی را نمیگم)

پایبند به ارزشهای اخلاقی همینطور اعتقادات مذهبی وشدیدا" هم از بی عفتی وبی بند وباری متنفرم از آدمهای هرزه وعیاش متنفرم از تمامی کسانی که منافی عفت هستند متنفرم, کمی هم شوخ صبع هستم البته آن هم تا اندازه ای که باعث بی حرمتی نشه در کل در تمام امور سعی میکنم میانه رو باشم

نه افراطی نه تفریطی, اهل فکر, خوش ذوق وهنر, خوش سلیقه وسخت پسند,عاشقه hom Desener(طراحی و دکوراسیون منزل) , ورزشهای مورد علاقه ام هم شنا واسب دوانی وتنیس آما در صورت کمبود امکانات بدمینتون را ترجیح میدم,کمی زود رنج ولی در عین حال کینه ای نیستم ,دوستان می گویند کمی مغروری, که بازهم من چنین خصوصیتی را تکذیب می کنم البته شاید در ظاهر اینجور باشد که البته فکر میکنم کمی غرور برای یک زن ید نباشه هرچند باز هم می گویم بنده مغرور نیستم وهرچه دارم وندارم ازآن اوست(خدا)پس دیگر جای غروی باقی نمیماند**( بی او هیچیم با او همه چی)** حرمت شکنی نمی کنم مخصوصا در مقابل بزرگان . اوقات Free time فراقتم سعی می کنم مطا لعه آزاد داشته باشم مطالعه کتابهایی که حتی فرصت نکردم ورقشان بزنم وکتابهایی که واقعا برام آموزنده باشه هرگاه مطلب تازهای یاد می گیریم احساس خرسندی ورضایت می کنم , از آدمهای سود جو هم متنفرم کسانی که از آب گل آلود ماهی میگیرند, عصبی میشم در مواقعی که مشغول مطالعه یا دیدن تلوزیون هستم یا مشغول گوش دادن به خبری هستم کسی بخواد رو عصابم را بره وحرف بزنه حال شما در نظر داشته باشید که مادرم یا پدرم باشه ومن هم چاره ای ندارم جز این که خشمم را فرو برده وقورت دهم ولی درمقابل دیگران به غیراز این دو شخصیت بزرگوار کمی عصبی شده وصدای مبارکم را تا حدی بالا برده باکمال خونسردی خواهم گفت ساکت شو هیچی نگوبگذریم, عاشق رانندگی در بزرگراه ها هستم با تمام سرعت پاتا بزار رو گاز ولی از لایی کشیدن بدم میاد به نظرم یه جور خودنمایی ویه نوع ابراز وجود کردن اینکه بگویند نگاه کنید من هم هستم به من هم توجه کنید خلاصه به نظرم یه نوع هنجاره که عواقبش گردنگیر خود ماست , از آدمهای تازه به دوران رسیده بدم میاد کسانی که شخصیت وهویت آنچه که بودن وهستن را به فراموشی مسپارند ,........................

در رابطه با زمانهای دلتنگی یا ناراحتی تنها پناهم خدا است وبس وسعی میکنم باکسی آنچه دردل دارم بازگو نکنم وفقط دفترچه یاداشتی دارم که بعضی اوقات یاداشتهای روزانه ام را درآن می نویسم.اصلا هم دردودل نمی کنم با کسی همین وبس

خب دیگه بنده از حضورتان رخت برمینهم واز محضرتان خداحافظ می کنم فکر نمی کنم چیزی ناگفته مانده باشد هرچه در خاطر مبارک داشتم عرضه

داشتم ولی خداییش سو استفاده نکنید دوستان خوب من ...................!!!!!

|+| نوشته شده توسط R_F در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 2:9 بعد از ظهر |

عشق را ابراز کن..!!!
دهانت را می بویم مبادا گفته باشیدوستت مي دارم دلت را مي بويم مبادا شعله اي در آن نهان باشد

+باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد

+ هیچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد
پايانش را هم باور داشته باشی

 

+دوستي شايد عشق است که می سازد ومی سوزدشاید ترانه ایست که هردم آوایش در دل جاریست لیکن هرچه هست زیباست

 

 +عزيزم مي بوسمت تا صداي صدای عشق من تا مدتها درقلبت انعکاس داشته باشد صدای یک بوسه به بلندی صدای یک توپ نیست اما انعکاس آن تا مدتهای زیادی باقی خواهد ماند

 

+لذت عشق زمانی که نثار میکنی بیش از زمانی است که دریافتش میکنی پس بگذار عشقم را نثارت کنم

 

+هرکدام از ما چون فرشته ای با یک بال هستیم تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که درآغوش هم باشیم.

 

+در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانیت شد و من با اسب سفیدم به سویت تاختم تا بگویم شاه دلم دوستت دارم

 

+عشق: یعنی تابیدن بر شبهای دوست وچون برف ذوب شدن بر غم های دوست

 

+میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت

پیمانه نمیداد به پیمان شکنان باز

ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت


+دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

 

+عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی .../ دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم .../ درد و دل خواهم کرد بی هیچ کلامی .../ در آغوشت قرار خواهم گرفت بی هیچ کلامی .../ در آغوشت خواهم ماند بی هیچ کلامی .../ شاید احساسم اینگونه نمیرد

 

+کيسه ي کوچک چاي تمام عمر دلباخته ي ليوان شد. ولي هر بار که حرف دلش را مي زد صدايش توي اب جوش مي سوخت . کيسه ي کوچک چاي با يک تکه نخ رفت ته ليوان. حرف دلش را اهسته گفت ... ليوان سرخ شد ...

 

+دل من چه بچگونه گول عشق تورو خورد بعد عمري رفتن تو چيزي از يادم نبرد همه حرفاي قشنگت يه فريب ساده بود ولي افسوس ديگه اين دل به تو تکيه داده بود

 

+وقتی معلم پرسیدعشق چند بخشه.زود دستمو بالا بردمو گفتم یه بخش.اما از وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه: آتش دیدن تو/ شوق با تو بودن واندوه بی تو بودن ...

 

+زير اين چرخ كبود هيشكي مثل تو نبود شعراي عاشقونه رو هيشكي مثل تو نخوند تو بمون با من بمون گل ناز مهربون ای عزیز همزبون

 

+صدای باوفای من بیا آشنا با غصه های من بیا مانده ام در کوچه های بی کسی ای عزیز آشنای من بیا

 

+داستان غم انگيز زندگي اين نيست كه انسانها فنا مي شوند ، اين است كه آنان از دوست داشتن باز مي مانند

 

+همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه ی عشق . زیرا تشنه ی عشق روزی سیراب می شود

 

+در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند،هر‌چه بيشتر اوج بگيري کوچکتر خواهی شد

 

+هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه.... واسه كسي گريه كن كه ميدوني وقتي غصه خوردي و اشك ميريزي برات اشك ميريزه ... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه ... عاشق كسي باش كه دوستت بدارد

 

 +پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي


 

+آري آغاز دوست داشتن زيباست گر چه پايان راه ناپيداست....... من به پايان مينديشم که همين دوست داشتن زيباست

|+| نوشته شده توسط R_F در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 12:13 بعد از ظهر |

نکته های ارزشمند!!!

*چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد:کار‌نکردن، کم کار‌کردن، بد کار‌کردن و کار بيهوده‌ کردن

*اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به  مقصد نمی‌رسی. (لارنس استرن

*کسی که زياد حرف می‌زند، يا زياد می‌داند يا زياد دروغ می‌گويد.

*برترين  خردمندان و پست‌ترين بی‌خردان.در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمی‌يابند

*اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهميده‌ای. او توجه خواهد کرد و مدت زيادی مديون تو خواهد بود. (يوهان ولفگانگ گوته(

*اگر می‌دانستند تا كنون چند بار حرفهای ديگران را بد فهميده‌اند، هيچكس در جمع اين همه پر حرفی نمی‌كرد. (يوهان ولفگانگ گوته)

*پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنستکه بعداز هر زمين خوردنی برخيزی. (گاندی

 

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 1:31 قبل از ظهر |

اگر خواستی عاشق شو اما بدان......................!!!

پرسید فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولی رويا يک آرزوی شيرين دست نيافتنی . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم رويای که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوی شيرين است

آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.

گفت : عاشقي مرد ، بيا به يادش لحظه اي سکوت کنيم . گفتم : اگر بخواهيم براي عاشقان سکوت کنيم ، بايد عمري را ساکت باشيم ...

گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست.. گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست

فاصله عشق هاي معمولي را از بين ميبرد و عشق هاي بزرگ را شدت مي بخشد مانند باد که شمع را خاموش مي کند و اتش را شعله ور مي سازد پس بيا فاصله ها را کم کنيم از غم عشقمون کم کنيم


سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

 

صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم

خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار

نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم


عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق يعني غربتي بي انتها عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا


براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است و قيمت اشک عشق

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند


روزگاریست در این کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت دیدار توام گفته بودی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توام


زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

 


ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تورو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب بودنو واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه


 

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 11:57 بعد از ظهر |

خدایا.........

من گناه کردم تو بخشایش بکن من گرفتارم تو آزادم بکن سر به سودای تو دارم من خرابم تو آرامم بکن.

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 3:39 بعد از ظهر |

چند جمله کوتاه و زیبا از بزرگان...
چند جمله کوتاه و زیبا از بزرگان... امیدوارم براتون جالب باشه

 

اگر می‌خواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد .(هرشل)

دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمی را هم حفظ کنيد، اينها نقره و آنها طلا هستند. (پرمودابترا)

کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لياقت آزادی را ندارد. (بنجامين فرانکلين)

وقتی نهال آزادی ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو می‌کند. «جورج واشنگتن»

خداوند آزادی را آفريد و بشر بندگی را. «آندره شينه»

بالاتر از همه چيز اين‌است‌که با خودمان صادق باشيم. «ويليام شکسپير»

نخستين نشانه فساد ترک صداقت است. «ميشل دو مونتی»

بزرگترين درس زندگی اينست‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گويند. (وينستون چرچيل)

هرگز مردی ولو بسيار نادان را نديدم که از وی چيزی نتوانسته‌ام بياموزم. (گالیله)

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 3:31 بعد از ظهر |

تقدیم

آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 3:1 بعد از ظهر |

نظر ندید می کشمتون.............!!
حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست، من پرستوي خزان ديده وخاموش توام

شوق ديدار تو را قاصد بيراه چه داند ؟
آنقدر شوق تو دارم كه خدا مي داند

 

 

قلبم آسمان مي شود ،
به شوق تابيدن ستاره ي وجودت
كاش از ميان تمام ستارگان ‌«سهيل » نشوي

اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي. اگه عروسك بودي بقلي ترين بودي. اگه ستاره بودي روشن ترين بودي. و تا زماني كه دوست مني عزيزتريني

 

وقتي ازت دورم فكر نكني فراموشت مي كنم
نه !!! فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه

 

يادت مياد روزي كه اون گل رو بهم دادي گفتي كه ؛گلها بي معرفتن ،زود خشك ميشن ،زود از پيش ادم ميرن ولي اشتباه كردي چون گلي كه بهم دادي انجاست رو به روم روي ديوار ،يه كمي خشك شده ولي تركم نكرده باهام مونده.....ولي تو.....گل هست اما تو نيستي ،تو رفتي ،تو بي وفاتر بودي

كاش مي دانستم چيست
آنچه از چشم تو
تا عمق وجودم جاريست

 

عشق يعني:
چون خورشيد، تابيدن بر شب هاي دوست...؛

و چون برف، ذوب شدن بر غم هاي دوست

 

 

چشم من نگاه کن فقط به من نگاه کن از دل ديونه نترس به پاي من گناه کن زمونه اي که عشقتو به سکه اي نمي خرن بايد دلارو بشکني تا به تو آفرين بگن

 

هنوز ريشه زاييده در بهار مني به باغ عشق گل سرخ اعتبار مني شب و غروب و کف و باد و موج مي ميرند تو اي کرانه آرام ماندگار مني

عاشقان تو همه نام و نشاني دارند آنکه در کوي تو بي نام ونشان است منم

 

خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم

دير گاهيست كه تنها بودم قصه غربت صحرا بودم وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها بودم دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا بودم من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها بودم كاش چشمان مراکوركنيد تا نبينم كه چه تنها بودم تا که بينم به همه جور جفا که چقدر بي دل و رسوا بودم

 

بالا تر از آسمان جايي نيست زيبا تر از گل چيزي نيست عزيزتر از تو کسي نيست .

 


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست.

 

وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي

 

عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد . اگر ديگري را دوست ميداري ، اگر مي خواهي ياريش كني ، كمك كن تا يگانه شود . نه نبايد او را اشباع كني .تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني . ديگري را كمك كن تا يگانه شود . چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضورتو نباشد

 

غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

به من اگه اس ام اس نزني
منو اگه صدا نکني
اگه منو نگاه نکني
مي‌شم گريه مثله بارون
از دريچه ناودن
ميام تو باغچه خونت
ميشم غنچه
ميام بيرون


چه ميهمانان بي دردسري هستند عاشقان نه به دستي ظرفي را چرک ميکنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت .

عشق در حيطه فهميدن ما نيست بيا بر گرديم آسمان پاسخ پرسيدن ما نيست بيا بر گرديم گريه هامان چه قدر تلخ ببين رنگ ترحم دارد تا زمين دشمن خنديدن ما نيست بيا بر گرديم

 

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 2:59 بعد از ظهر |

جملات طلایی

اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد .( فاينمن)

به جاي اين كه سعي كنيد مرد موفقيت باشيد، سعي كنيد مرد ارزشها باشيد. (آلبرت انيشتين)

حقيقت چيزي نيست که نوشته مي‌شود .. آن چيزي است که سعي مي‌شود پنهان بماند!

بدترين و خطرناکترين کلمات اينست: «همه اين جورند». (تولستوی)

يا چنان نمای که هستی، يا چنان باش که می‌نمايی (بايزيد بسطامی)

هيچ شعری شاعر ندارد، هر خواننده‌ی شعری شاعر آن لحظه‌ی شعر است. (پابلو نرودا)

کسی که می‌خواهد رازی را حفظ کند بايد اين واقعيت را که رازی دارد، کتمان کند. (گوته)

فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.(تولستوی)

در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند. (رنه دكارت)

وقتی انسان دوست واقعی دارد كه خودش هم دوست واقعی باشد. (امرسون)

|+| نوشته شده توسط R_F در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 2:47 بعد از ظهر |